نوع مقاله : Articles

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، همدان، ایران

2 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، همدان، ایران

3 استادیار زبان وادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، همدان، ایران

10.22034/jltll.2022.254464

چکیده

وظیفه مترجم تنها جایگزینی الفاظ نیست بلکه به عنوان یک عنصر فعال، سعی در ایجاد هماهنگی بین ادبیات و فرهنگ مبدأ به مقصد دارد. پیترنیومارک، نظریه پرداز آمریکایی در حوزه ترجمه، بر این باور است که مسأله­ی اصلی در ترجمه، انتخاب یک روش جامع برای کل متن است، مهم­ترین مشکل از نظر وی، ترجمه­ی استعاره است، استعاره به طور ضمنی نوعی تشابه یا اشتراک در حوزه­ی معنایی میان دو یا چند چیز متشابه یا کم شباهت را بیان می­کند، استعاره و طریقه ترجمه آن از دید نیومارک به شش نوع تقسیم می­شود: استعاره کلیشه ای که به زعم نیومارک، عباراتی هستند که معانی استعاری دارند و قرینه­ای در آن­هاست و با واقعیات، همخوانی ندارند استعاره­ مرده یا منسوخ، که استعاره بودن یا تصویر آن فراموش شده است، استعاره­ معیار یا عادی، که این نوع استعاره در زبان، متداول شده و به نوعی جا افتاده و ماندگار شده است. استعاره جدید، که بدون دلیل و ریشه­ی مشخصی بین مردم رواج یافته است و آفریننده ی آن ها اغلب نامشخص است استعاره اقتباسی، که باید به معادل اقتباسی خود ترجمه شوند و اگر تحت اللفظی بیایند امکان اینکه نامفهوم باشند بالاست، استعاره ابتکاری، در متون غیر توصیفی باید به صورت تحت اللفظی همراه با توضیح و یا مفهومِ صریح برگردانده شوند،  این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و بر اساس دیدگاه نیومارک سعی دارد به بررسی و تحلیل شیوه ترجمهِ استعاره­های مفهومی در پنج ترجمه خطبه غرّاءِ نهج البلاغه بپردازد. نتایج تحقیق نشان داد، پرکاربرد­ترین روش ترجمه استعاره­های مفهومی، روش تحت اللفظی و در مواردی همراه با توضیح است زیرا اغلب استعاره­ها از نوع ابتکاری بوده و ترجمه فیض الاسلام از میان ترجمه­های مذکور به دیدگاه نیومارک نزدیک تر و بر اساس آن موفق­تر بوده است.

کلیدواژه‌ها